قسمت هایی از کتاب شریف المراقبات (مراقبت های ماه رمضان)
با استفاده از فرمایشات گرانسنگ شاگرد ملا حسینقلی همدانی یعنی آمیرزا جواد آقا ملکی تبریزی بتوانبم به حضرت رب الارباب تقرب بجوییم!
***فضائل ماه رمضان***
***فایده گرسنگی***(مهم)
گرسنگی فواید زیادی برای سالک، در تکمیل نفس و شناخت پروردگار دارد و فضیلت های زیادی برای گرسنگی در اخبار و روایات آمده است که بد نیست اشاره ای به این روایات داشته باشیم و سپس پرده از فلسفه و حکت نهفته در روزه برداریم.
*از پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده که حضرت فرمودند: (( به وسیله ی تشنگی و گرسنگیبا نفس خود جهاد کنید؛ زیرا پاداش جهاد کننده با نفس، مانند جهاد کننده در راه خدا می باشد؛ به درستی که عملی، دوست داشتنی تر از گرسنگی و تشنگی (روزه) نزد خدا نیست.))
*در روایت دیگری فرمودند: ((برترین شما در روز قیامت نزد خداوند متعال کسی است که بیشتر گرسنگی کشیده و درباره خداوند متعال بیشتر فکر کرده است.))
*پیامبر خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اُسامه فرمودند: (( اگر می توانی با شکم گرسنه و جگر تشنه با عزرائیل ملاقات کنی، این کار را بکن؛ زیرا به وسیله این کار به بالاترین مقامات رسیده و با پیامبران همنشین می شوی و فرشتگان با دیدن روح تو شاد شده و خداوند جبار بر تو درود می فرستد.))
*** در حدیث معراج آمده است که خداوند متعال به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: ((ای احمد! آیا می دانی ثمره روزه چیست؟))
پیامبر خدا عرض کرد: ((خیر))
خداوند فرمود: ((ثمره روزه کم گفتن و کم خوردن است.))
سپس فرمود: (( ثمره سکوت حکمت و ثمره حکمت، معرفت و ثمره ی معرفت یقین می باشد و هنگامی که بنده ای به یقین برسد، دیگر ترس سپری کردن روزگار را ندارد و برای او فرقی نمی کند که روزگار بر او سخت بگذرد یا آسان و این مقام، مقامِ صاحبانِ (رضا) است و هرکس (رضا) به (رضای من) باشد و مطابق خوشنودی من عمل کند، سه خصلت به او می دهم: شکری که آلوده به نادانی نباشد، ذکری که در آن فراموشی راه نداشته باشد و دوستی و محبتی که دوستی مرا به آفریدگانم ترجیح می دهد.
هنگامی که بنده ای مرا دوست داشته باشد، من هم او را دوست دارم و دوستی او را در دل بندگانم نیز می اندازم و چشم دل او را به بزرگی و عظمتم باز می کنم و علم آفریدگانم را برای او آشکار ساخته و در تاریکی های شب و روشنایی روز با او به مناجات و راز و نیاز می پردازم و راز خودم که آن را از همه مخفی کرده ام بر او نمایان میسازم ...))
خداوند در ادمه فرمود: (( من عقل و خرد چنین بنده ای را در دریای معرفت و شناخت خود غوطه ور می سازم و میزان درک و فهم او را بالا می برم و مرگ و سختی ها و ترس آن را بر او آسان می کنم تا اینکه وارد بهشت شود و هنگامی که عزرائیل پیش او بیاید، به او بگوید: (( آفرین به تو، خوشا به حالت! خوشا به حالت! زیرا که خداوند مشتاق توست...))
سپس خداوند فرمود: (( من به بنده ام می گویم: (این بهشت من است، در آن آرام بگیر و در مجاورت من سکنی گزین.))
روح این شخص عرض می کند: (( خداوندا! ای معبود من! تو خودت را به من شناساندی و من به وسیله ی این شناخت، از تمامی خلق تو بی نیاز شدم، قسم به عزت و جلالت که رضای تو در این باشد که مرا قطعه قطعه کنند و به بدترین و فجیع ترین شکل، هفتاد با مرا بکشند، باز رضا و خوشنودی برای من دوست داتنش تر است ...))
تا بدانجا که خداوند فرمود: (( سوگند به عزت و جلالم من بین خودم و تو، در هیچ زمانی، مانع قرار نمی دهم تا هر وقت که بخواهی، بتوانی پیش من بیای و من اینگونه با دوستانم رفتار می کنم...))

ای خدای مرتضی علی