عارف وارسته، سیداحمد کربلایی
|
27 شوال، سالروز رحلت فقیه فرزانه، عارف سالک، رهیافته به حریم قرب الهی، پیر و مراد دل های عاشق و شیدایی، ستاره فروزان آسمان علم و حکمت و معرفت، مرحوم آیت اللّه سید احمد کربلایی است؛ انسان وارسته ای که با مجاهدت های نفسانی و ریاضت های شرعی، تا کرانه بی پایان حکمت و عرفان پیش رفته، روح مصفّای خود را از زلال چشمه ایمان لبریز ساخت و در کنار حضرت دوست منزل گرفت. روحش شاد و یادش هماره جاودان و نامیرا باد. ولادت مرحوم آیت اللّه سیداحمد کربلایی، از نوادگان پیشوای هفتم،امام موسی بن جعفر علیه السلام و از سادات موسوی می باشد. پدر ایشان، سید ابراهیم، پیش از تولد سیداحمد، شهر تهران را به مقصد کربلا ترک کرد و در کنار بارگاه ملکوتی سیدالشهداء، رحل اقامت افکند و در حریم آن امام همام ساکن شد. بعد از ورود به کربلا، فرزندی از ایشان متولد شد که سیمای پرنورش، حکایت از آینده ای درخشان داشت. سیدابراهیم، نام کودک خود را سیداحمد نهاد. گر چه تاریخ دقیقی از تولد مرحوم سیداحمد در دست نیست، ولی با توجه به سال وفات ایشان یعنی 1332، ولادت او در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری بوده است. تحصیلات مرحوم سیداحمد کربلایی، در فضای روحانی شهر مقدس کربلا، مراحل رشد جسمانی و روحانی را سپری، و خود را برای آغاز تحصیل علم و معرفت، آماده کرد. سیداحمد در ادبیات، قلمی شیوا و بیانی معجزه آسا داشت. مرحوم کربلایی، با اهتمام فراوان، دوران فراگیری ادبیات را پشت سرنهاد و پس از تکمیل آن، به فراگیری علوم دینی همت گماشت. عزیمت به نجف اشرف مرحوم سیداحمد کربلایی، پس از فراگیری ادبیات و پاره ای از علوم دینی، برای تکمیل مدارج علمی راهی شهر مقدس نجف اشرف شد. در بدو ورود به نجف، در حوزه درسی استادان مشهور زمان، از جمله مرحوم آخوند ملاکاظم خراسانی، شرکت، و از محضر ایشان بهره مند شد. ایشان افزون بر فراگیری علوم رایج حوزه های علمیه، از تربیت روح و روان خود غفلت نکرده، در درس های اخلاق استادان بزرگ شرکت می کرد. هجرت به سامراء با عزیمت مرحوم آیت اللّه العظمی سیدحسن شیرازی، صاحب فتوای تحریم تنباکو به شهر مقدس سامرا و احیای حوزه علمیه آنجا، عده زیادی از علما و خواص اصحاب میرزا، به سامرا مهاجرت کرده و در پای درس او حاضر شدند. مرحوم سیداحمد کربلایی هم، بعد از سال 1300ق به این شهر عزیمت نمود و در درس های فقه و اصول مرحوم میرزای شیرازی حاضر شده و از محضر پرفیض ایشان بهره مند گردید. سید، پس از مدتی اقامت در سامرا، به نجف اشرف بازگشت و در حوزه درسی علامه بزرگ میرزا حبیب اللّه رشتی و میرزا حسین تهرانی حاضر شده و از محضر ایشان بهره ها برد. آغاز راه با فراگیر شدن مکتب تربیتی استاد بزرگ اخلاق، مرحوم آیت اللّه العظمی آخوند ملّا حسینقلی همدانی در نجف اشرف، شیفتگان حقیقت و تشنگان معارف و حکمت و جان های مستعد و آماده، جذب محافل تربیتی ایشان شدند. مرحوم سیداحمد کربلایی که از دوران نوجوانی، به تزکیه و تهذیب نفس خود می پرداخت، پس از بازگشت از سامرا، در حلقه عرفان ملّا حسینقلی همدانی وارد شد و سر بر آستان آن عارف بزرگ و کم نظیر نهاد. ایشان از اصحاب نزدیک آخوند همدانی بود و سالیان سال، ملازم ایشان گردید و گوی سبقت را از دیگران ربوده، در صف اول شاگردان و تربیت یافته گان ایشان قرار گرفت. مرحوم سیداحمد کربلایی خود می گوید: «ما پیوسته در خدمت آیة الحق، آخوند ملا حسینقلی همدانی بودیم و مرحوم آخوند صددرصد برای ما بود». بر کرسی تدریس مرحوم آیت اللّه سیداحمد کربلایی، سال های متمادی، در محضر آخوند همدانی حاضر شد و از فیض معنوی ایشان بهره مند گردید و مراحل سیر و سلوک را به بالاترین مرتبه رسانْد. ایشان پس از وفات استادش در سال 1311ق، در نجف اشرف رحل اقامت افکند و به تدریس فقه و اصول پرداخت. سید احمد، افزون بر تدریس علوم رایج حوزه های علمیه، درس اخلاق را سرلوحه کاری خود قرار داده و راه ناتمام استادش را ادامه داد. شاگردان مرحوم آیت اللّه سیداحمد کربلایی، از تمام لحظات عمر با برکت خود استفاده کرد و راه پر فراز و نشیب سیر و سلوک را، طی نموده، بر قله رفیع آن گام نهاد. ایشان پس از فتح قله های رفیع علم و معرفت، از هدایت دیگران غفلت نکرد و همچون نردبانی، راه بالا رفتن جان های شیفته و عاشق را به آسمان حکمت و هدایت مهیا نمود. از برکت وجودی ایشان، جمع زیادی از بزرگان و وارستگان، در دایره کمال گام نهاده و به بساط طبیعت پشت پا زدند و خود، از ستارگان فروزان آسمان علم و حکمت گردیدند. از شمار شاگردان فراوان مرحوم سیداحمد کربلایی، می توان به مجاهد شهید، آیت اللّه شیخ محمدتقی بافقی، مرحوم سیدمحمد کاظم عصّار، مرحوم سیدمحسن امین عاملی نویسنده کتاب گران قدر اعیان الشیعه، و عارف بزرگ مرحوم میرزا علی آقا قاضی طباطبایی، استاد مرحوم علامه طباطبایی اشاره کرد. وفات مرحوم سیداحمد کربلایی، پس از سال ها تلاش و کوشش خستگی ناپذیر برای تهذیب نفس و تربیت انسان های وارسته، سرانجام در 27 شوال سال 1322ق، در آخرین تشهد نماز عصر، در روز مبارک جمعه از دنیا رفت و روح بلند و ملکوتی اش، از قفس تن رهایی یافته، در حریم قرب الهی مسکن گرفت. پیکر پاک ایشان، توسط گروهی از شاگردان و جمع زیادی از ارادتمندان و دوستان تشییع شد و در صحن مرتضوی، مقابل ایوانی که پشت مرقد منور امیرمؤمنان قرار داد، دفن شد. روحش شاد. عبادت کربلایی مرحوم سید احمد کربلایی، از کسانی است که با عبادت های زیاد، توانست خود را به عرشیان رسانده و با آنان هم نوا شود. مرحوم قاضی طباطبایی، که افتخار شاگردی کربلایی را پیدا کرده بود، می فرماید: «شبی را به تنهایی در مسجد سهله گذراندم. در نیمه های شب، شخصی وارد مسجد شد و به خاطر تاریکی، او را نشناختم. در مقام حضرت ابراهیم ایستاد. بعد از نماز صبح، به سجده رفت و تا طلوع خورشید در آن حال بود. هوا که روشن شد، نزدیک رفتم و دیدم سید احمد کربلائی است».مرحوم آقا بزرگ تهرانی نیز می فرماید:«سید، برای حضور قلب و دوری از اقتدای مردم، در جاهای خلوت نماز می خواند». چشمه سار اشک قطرات اشک، همچون باران رحمت الهی است که جان های پژمرده از گناه را، از مرگ تدریجی رهایی داده و طلیعه سبز و شادابی را در روح خسته و بی جان آدمی نوید می دهد. گریه، سلاح انسان های بی پناهی است که برای درمان دردهای خود، آن را به آستان دوست پیشکش می کنند. اینان، در این دنیا بسیار گریه می کنند تا در دیار خوف و وحشت، همیشه خندان باشند. مرحوم سیداحمد کربلایی، از افرادی بود که بسیار گریه می کرد و با گریه های خود در سجده های طولانی، زمین را تَر می ساخت. شیخ آقا بزرگ تهرانی می نویسد: «سید، بسیار گریه می کرد. او در هنگام نماز، به ویژه نمازهای نافله، تسلطی بر خود نداشت. من که دو سال توفیق همسایگی ایشان را داشتم، چیزهای زیادی از او دیدم». احترام به مادر جایگاه ویژه والدین، به ویژه مادر، می طلبد که رفتار و اعمال شایسته ای که در شأن و مقام آنها باشد، از انسان سربزند. اسلام با تبیین مقام ویژه مادر، طالبان بهشت را بر آن داشت تا در مقابل این موجود آسمانی کرنش کرده و با جلب رضایت و دعای خیر او، رضایت خالق را متوجه خود کرده، راه عروج به ملکوت را هموار سازنند. با مطالعه سیره بزرگان دین، نهایت احترام آنها به مادر را در می یابیم. آقا بزرگ تهرانی در شرح احوال مرحوم سیداحمد کربلایی می نویسد: «سید، به مادر خود احترام فراوان می کرد و همیشه در خدمت او بود». بی نیاز از کیمی یکی از ویژگی های بارز سالکان وادی عشق و مقربان درگاه خداوندی، بی اعتنایی به مادیات است. رهیافتگان حریم قدس ربوبی، از مال دنیا به قدر رفع نیاز استفاده کرده و هر آنچه مانعی برای رسیدن به محبوب خود باشد، طرد می کنند. مرحوم آیت اللّه سیداحمد کربلایی می فرماید: «در یکی از مسافرت ها، به درویش روشن ضمیری برخورد کردم. او به من گفت: من مأموریت دارم تا شما را از دو چیز مطّلع کنم. اول کیمیاست و دوم اینکه، من فردا می میرم و شما مرا تجهیز و تدفین نمایید. من به او گفتم: من نیازی به کیمیا ندارم، ولی تجهیز شما را قبول می کنم. صبح فردا، درویش فوت کرد و من متکفّل تجهیز و کفن و دفن او شدم». کربلایی در نگاه دیگران مرحوم سیداحمد کربلایی، در میان عالمان بزرگ قرن معاصر، از جایگاه ویژه ای برخوردار است و آنها با دیده احترام به ایشان نگاه کرده، از او به خوبی یاد می کنند. مرحوم آقا بزرگ تهرانی، درباره شخصیت مرحوم کربلایی می نویسد: «سیداحمد کربلایی، در مراتب علم، عمل، سلوک، زهد، ورع، تقوا، معرفت و خداترسی، یگانه زمان خود بود». مرحوم آیت اللّه شیخ محمد حسین غروی اصفهانی معروف به کمپانی، می فرماید: «من احدی را، مثل آقا سیداحمد کربلایی، متبحّر در فقه ندیدم». سید کاظم عصّار، شاگرد کربلایی، که خود استاد مسلّم حکمت متعالیه، عرفان، فقه و اصول بود، می گوید: «یگانه کسی که بَصَر (چشم) او به بصیرت تبدیل شده و پرده های ضخیم طبیعت را به واسطه کثرت عبادات و مواظبت دایمی بر انجام نوافل، از جلو چشم خود برداشت، سید بود و کسی را بدان مقام ندیدم». بخشی از دستور العمل سید تنها آثار به جا مانده از سید احمد کربلایی، دستورالعمل هایی است که در کتاب شریف تذکرة المتقین نوشته عارف نامی، آیت اللّه شیخ محمد بهاری همدانی گردآوری شده است که به بخشی از آن ها اشاره می شود: توصیه و هشدار به نفس در اول صبح (مشارطه)، مواظبت دائم در تمام روز (مراقبه)، حساب رسی از نفس به هنگام خواب(محاسبه)، مجازات نفس در صورت تخلف(مؤاخذه)، توجه و توسل به حضرت ولی عصر امام زمان(عج) که واسطه فیض الهی است، دوام طهارت و وضو، ذکر تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام بعد از هر نماز و هنگام خواب، و تلاوت آیة الکرسی. بهره هایی از کلام استاد زنده باد حضرت دوست، و مرده باد هر چه غیر اوست. دست از خود و خودرأیی بردارید. راه نجات و خلاص، در استغراق ذکر الهی و تفکر در معرفت نفس و خودشناسی است. |
ای خدای مرتضی علی